خرید بک لینک

مواقع نمیدونید داره بر شما چه میگذره. زمان رو درک نمیکنید. مکان رو هم درک نمیکنید. پامیشید، راه میرید، میشینید، پامیشید، راه میرید و دوباره در خواب فرو میرید. شاید گاهی فقط یکی که رد میشه شما متوجه زمانی که ایشونو ندیدید میشید ولی نمیدونید این بین چی گذشته بود. غمگین اینکه گاهی حتی تلاش هم نمیکنید که به یاد بیارید. زمان بر شما سوار شده و به آینده میتازه. میره و میره و میره. شما اما وقتی سوارید بهش چنان به آرامی در خواب شدید که هیچ نمیدانید، هیچ. این بیخبری، این بیمکانی و بیزمانی همیشه بد نیست همیشه هم خوب نیست، منتها شما همیشه دردِ بدش رو میکشید، چون از دست رفتهاش دیگه برنمیگرده و به خیر گذشتهاش که گذشته. کاش که میشد برگشت و دوباره همینجوری طی کرد، دقیقا همینجوری که این بار بهش گند زدید. شاید اینجور میشد قوت قلبی پیدا کرد از اینکه راه درستی رفتیم. این داغ هر روزه، این درد تازه.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

صفحه بندی