خرید بک لینک
خیره سری شدهایم که مرگ هم ما را در بر نمیگیرد. چگونه است که مرغی از همه پرندگان بیزار و اسب در نفرت است از مرغزار. این چه نخوت و کدورت است که زمزم از شستنش عاجز است و قلب از فسردگیش قامض. مگر نه این که مرگ منزلگاه همه ماست. چگونه است که مردم چنین در راه رسیدن به آن متفرقند و متفرعن به راه خویش. این جادوی زمان و آن پایان دمان را چه افسون پیش آمد که چنین بی پر و بال است از نخوت ما.

کشتی شکست و پهنه دریاست بی کران

موجی مگر که باز برد تا کرانهای

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

صفحه بندی