از وقتی که به دیار کفر اومدم و لفظ مسخره دکتر به ما چسبیده از ادمیان گویی فراری هستم و سختم میاد که از اندیشه هام بنویسم و حرف بزنم. گویی میترسم مورد قضاوت قرار بگیرم و ببینم که همه بهم بگن ببین دکتر مملکت چجوری فکر میکنه یا چی میگه. مسخره است که از قضاوت مردمی که خودشون دکتر نیستن میترسم. خیلی کم پیش میاد که با کسی بحث جدی بکنیم یا کتاب جدی بخونم یا کار جدی بکنم. گویی روزمرگی ریسرچ روی موضوعی که دارم روش ریسرچ میکنم بر همه ابعاد زندگی ما سایه افکنده. باید تمامش کنم. به زودی تمامش میکنم.
برچسب: مردانی از سرزمین پارس,خروش از مردمان خام خیزد,امان از مردمان بی معرفت,
نویسنده: ماهان حسینی