خرید بک لینک
درونِ ریش مرا چاره از تراوش نیستکه دستِ غمزه نمکسای و زخم ناسور استدست و پایی می توان زد ، بند اگر بر دست و پاست/وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل استروغنی در شیشه بینی صاف و روشن ریخته/غافلی بر سر چه آمد کنجد و بادام راآن ثمر بر شاخه، نان خامی خود می خورد/ما به جرم پختگی ، از شاخسار افتاده ایماین همسفران پشت به مقصود روانند/شاید که بمانم قدمی پیش تر افتمبه خودت نگیر شیشهی پنجرهتمیزت میکنند که کوه را بیغبار ببینندو آسمان را بی لکهبه خودت نگیر شیشهتمیزت میکنندکه دیده نشوی .-------------------------یقه بالا میدهیمدستها در جیبسیگار به ته رسیده میان ِ لببه دیوار تکیه میدهیمنه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیانهبدبختیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 12:59

درونِ ریش مرا چاره از تراوش نیستکه دستِ غمزه نمکسای و زخم ناسور استدست و پایی می توان زد ، بند اگر بر دست و پاست/وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل استروغنی در شیشه بینی صاف و روشن ریخته/غافلی بر سر چه آمد کنجد و بادام راآن ثمر بر شاخه، نان خامی خود می خورد/ما به جرم پختگی ، از شاخسار افتاده ایماین همسفران پشت به مقصود روانند/شاید که بمانم قدمی پیش تر افتمبه خودت نگیر شیشهی پنجرهتمیزت میکنند که کوه را بیغبار ببینندو آسمان را بی لکهبه خودت نگیر شیشهتمیزت میکنندکه دیده نشوی .-------------------------یقه بالا میدهیمدستها در جیبسیگار به ته رسیده میان ِ لببه دیوار تکیه میدهیمنه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیانهبدبختیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:18

درونِ ریش مرا چاره از تراوش نیستکه دستِ غمزه نمکسای و زخم ناسور استدست و پایی می توان زد ، بند اگر بر دست و پاست/وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل استروغنی در شیشه بینی صاف و روشن ریخته/غافلی بر سر چه آمد کنجد و بادام راآن ثمر بر شاخه، نان خامی خود می خورد/ما به جرم پختگی ، از شاخسار افتاده ایماین همسفران پشت به مقصود روانند/شاید که بمانم قدمی پیش تر افتمبه خودت نگیر شیشهی پنجرهتمیزت میکنند که کوه را بیغبار ببینندو آسمان را بی لکهبه خودت نگیر شیشهتمیزت میکنندکه دیده نشوی .-------------------------یقه بالا میدهیمدستها در جیبسیگار به ته رسیده میان ِ لببه دیوار تکیه میدهیمنه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیانهبدبختیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:11

با خودم فکر میکنم این آشغالهای اینجارو ببرم ی جا که آدمهای بیشتری ببینن. به فکرم میرسه که شاید این با بهترین انگیزهها نیست. بعد فکر میکنم بهترین انگیزهها اصلا چیست؟

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 21:11

چیست؟ اینکه بتوانید با آرامش در مورد ندانستههای خود صحبت کنید و لزومی نداشته باشد در پایان دانسته یا قانع بیرون بیایید. همین که گفتین و شنیدین کافی است. همین که استدلالی اقامه کردید بر اساس دانستهها کافی است. دانستههایی که اغلب بر پایه نادانیهایمان بنا نهادیم، بنایی سست و بیپایه، نه حتی بر آب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 10:14

هنری که در سکوت هست در آواز نیست. این خویشتنداری در فرونشاندن منهای درون، این غره نشدن به مزخرفاتی که بهش اعتقادداری یا فکر میکنی بلدی، این هنر خفهخون گرفتن بسیار باارزش هست. همینکه شما بیارامی در بستر تنهایی و حزن نامقدس خودت. این فرار از هرزگیهای زبان، هرزگیهای فکر، این سکوت، نه از سر نادانی که از سر دانش به مضرات پرگویی. این هنر بیبدیل سکوت.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 10:14

من ماندهام خموش که این قتلگاه دهرکی نوبت مرا ز قرعه میکشد برونو او هم نشسته به سوگ منچشم در چشم که میشویم، او مرا نمیبیندصدا هست و تصویر نیست و یا برعکسچه فرقی میکند، باور دارم که مرا میبیند و مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 1:26

چگونه میخواهید به خود و بقیه کمک کنید؟

من به آنها درد هدیه میدهم

*پادکست

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 1:26

خیلی مواقع احساس میکنم که بیاعتمادبنفسی چه بلای خانمان سوزی هست. خیلی مواقع هم دیدهام که اعتمادبنفس توخالی چقدر ادم را مضحکه خاص و عام میکند. آنچه نمیدانم اینکه چگونه بر اعتمادبنفس "سالم" باید افسار زد که آدم را به بیراهه نبرد. آدم راه بیملاحظه و مست نکند. آدم را به خودبرتربینی سوق ندهد. آدم را خسته نکند.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 1:26

شمارو دردهاتون میسازه. نمیگم درد بکشید خوبه. میگم وقتی درد میکشید به فکر درسش هم باشید، وگرنه هیچوقت هیچی گیرتون نمیاد.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 1:26

اگر از من بپرسی که بیشترین زخم رو از چه کسانی خوردم میگم آدمهایی که در زندگیشون دنبال این بودن که کسی بشن ولی راه نادرستی رو انتخاب کردند. بجای اینکه برای زندگی خودشون برنامه داشته باشند و به جنگ نادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1398 ساعت: 13:04

هر کس را به زبان خودش دوست داشته باشید. یعنی یک جور دوست داشتن را بگویید که به زبان و ذهن و علاقه اون آدم همون معنی رو بده. برای من غزلی نخوانده بیارید.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:23

همیشه این بحران نیلوبلاگ نیست که باید از شما انسانی نو بسازد. گاهی باید خود را برای بحران نیلوبلاگ نوسازی کنید. به تجربه میگویم ساختمانی که در ابتدا برای زلزله مقاوم سازی شده بسیار زیباتر و مستحکمتر و استوارتر از ساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1398 ساعت: 19:23

مواقع نمیدونید داره بر شما چه میگذره. زمان رو درک نمیکنید. مکان رو هم درک نمیکنید. پامیشید، راه میرید، میشینید، پامیشید، راه میرید و دوباره در خواب فرو میرید. شاید گاهی فقط یکی که رد میشه شما متوجهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

روز خود را چگونه میگذرانید و اینکه چه سودایی در سر می پرورانید گاهی شمارو به زمین سرد میزنه. این فرضهای غلط، این باورهای آزمون نشده، این انتظارات نابجا و این شگفتی و ناباوری روبرو شدن با حقایق سخت و آهنین. گاهی که به خودم میام میبینم رفاه ما بیشتر به کیفیت پرِ بالشهای نادانی ما ربط داره و اینکه کدوم مادر فلانی میاد حقیقت میکوبه رو صورتت و در میره.

برچسب: نویسنده: ماهان حسینی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:09

صفحه بندی